سفارش تبلیغ
هنرمندان و شعرا --- اسکو آنلاین ---


حسین کلاقیچی گنجینه

به در خواست دوست عزيز Mohammad Oskoei 


حسین کلاقیچی گنجینه (۱۲۹۶، گنجه - ۳۱ فروردین ۱۳۹۰، تهران) بنیان‌گذار چاپ سیلک اسکرین و باتیک در ایران بود.

وی بنیان‌گذار و پدر چاپ باتیک یا چاپ کَلاقه‌ای (نوعی تکنیک چاپ روی پارچه) و همچنین چاپ سیلک اسکرین در ایران شناخته می‌شود. او عضو پیوسته فرهنگستان هنر، سازمان میراث فرهنگی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود و نزدیک به ۴ دهه در دانشگاه‌های تهران، الزهرا، سوره، جهاد دانشگاهی و دیگر مراکز آموزش عالی تدریس کرد. وی برای توسعه چاپ‌های دستی در ایران زحمات بسیاری متحمل شد و عمری را صرف پژوهش و آموزش در این زمینه کرد. او با برگزاری کارگاه‌های تولیدی و آموزشی در بسیاری از شهرهای ایران و دیگر کشورها، هنرش را نه تنها به مردم ایران، بلکه به سراسر دنیا عرضه نمود.

حسین کلاقیچی گنجینه در سال ۱۲۹۶ در شهر گنجه (جمهوری آذربایجان) متولد شد. پدر او حاج علی‌اکبر اهل تبریز و مادرش از اهالی اسکو بود. حاج علی‌اکبر با نام تقی‌زاده مدتی در گنجه کارخانه‌ای برای رنگرزی و چاپ پارچه داشت و زمانی که حسین ۴ ساله بود به تبریز بازگشت و نام فامیلش را از تقی‌زاده به کلاقیچی گنجینه تغییر داد.

حسین گنجینه در جوانی چاپ «باتیک» را در سال ۱۳۰۸ در تبریز پایه‌گذاری کرد و از سال ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۴ مسئولیت کارخانه چاپ باتیک را در این شهر به‌عهده داشت.

او با دخترخاله‌اش که متولد روسیه بود ازدواج کرد که حاصل آن ۷ فرزند بود.

ايشان از سال 1325 فعاليت هنري خود را در تهران ادامه داده و درسال 1334 به دعوت اداره فرهنگ و هنر وقت، چاپ سيلك اسكرين را در ايران بنيان‌گذاري نمودند.

 

استاد گنجينه در سال 1348 به دعوت دانشگاه تهران تدريس چاپ سيلك اسكرين را در دانشكده هنرهاي زيباي اين دانشگاه آغاز نموده و از آن تاريخ در بسياري از مراكز آموزش عالي كشور از جمله دانشگاه هنر، دانشگاه‌الزهرا، دانشگاه علم و فرهنگ (موسسه آموزش عالي جهاد دانشگاهي) سازمان صنايع دستي، موسسه آموزش عالي سوره و دانشگاه لويزان هنر چاپ باتيك و سيلك اسكرين را تدريس نموده است.

 

نشان درجه يك هنر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در سال 1370 و نشان درجه يك وزارت فرهنگ و آموزش عالي در سال 1377 و رتبه دانشياري از طرف وزارت فرهنگ و آموزش عالي در سال 1380 به ايشان اعطا گرديده است.

 

برگزاري نمايشگاه‌هاي هنري متعدد من‌جمله در نگارخانه دانشگاه تهران، انجمن فرهنگي ايران و فرانسه،‌ سازمان صنايع دستي ايران، نگارخانه پارك جمشيديه، دانشگاه الزهرا، كاخ سعدآباد، سازمان ميراث فرهنگي، فرهنگسراي خاوران و نگارخانه كمال‌الدين بهزاد در تهران و شهرهاي اصفهان،‌ شيراز، تبريز، همدان و يزد و همچنين  در كشورهاي تركيه (آنكارا) 1365، اندونزي 1373، جمهوري آذربايجان (باكو) 1382 و تهيه و پخش فيلم‌هاي كلاس و كارگاه چاپ باتيك براي تلويزيون‌هاي ايالات متحده آمريكا، آلمان و سوئيس از جمله ديگر فعاليتهاي هنري ايشان است.

حسین گنجینه در سال ۱۳۵۴ بازنشسته شد اما تا سال‌ها بعد و در مجموع نزدیک به ۴ دهه به تدریس این رشته در دانشگاه تهران و سایر مراکز آموزش عالی ادامه داد.

گنجینه در ۲۴ اردیبهشت ۱۳۷۰ از سوی وزارت فرهنگ و ارشاداسلامی نشان درجه یک هنری دریافت کرد و از سوی وزارت فرهنگ وآموزش عالی نیز در ۶ آبان سال ۱۳۷۷ مفتخر به دریافت نشان درجه یک شد.

از او دو کتاب منتشر شده‌است: «هنر چاپ باتیک» و «چاپ سیلک» که در این کتاب ۳۰ تکنیک سیلک اسکرین آموزش داده شده و تاریخ این چاپ در بسیاری از کشورها آمده‌است.

وی چهار سال در بستر بیماری بود تا این که در ساعت ۶ صبح ۳۱ فروردین ۱۳۹۰ در سن ۹۴ سالگی چشم از جهان فرو بست.

 
محمود شريفي اسكويي فيلمبردار حرفه اي

محمود شريفي اسكويي :

 

در سال 1326 در محله پايتخت اسكو (راسته كوچه)به دنيا آمد از سال 1342 وارد سينماي  ايران گرديد

 

و تا مرحله فيلمبرداري حرفه اي در اين زمينه فعاليت نمود با شروع انقلاب اسلامي فيلمي با عنوان سقوط 57 را فيلمبرداري

 

نمود كه در اكثر سينماهاي كشور به نمايش در آمد همزمان با فيلمبرداري از وقايع انقلاب به استخدام تلوزيون بين المللي

 

رويترز در آمد و در سال 1982 ميلادي از بين 400 فيلمبردار برگزيده خبري جهان به عنوان نفر برتر سال انتخاب گرديد .

ايشان تنها فيلمبردار ايراني است كه به دريافت اين جائزه مفتخر شده است

 

او تمام وقايع گروگانگيري سفارت امريكا در ايران را فيلمبرداري نمود.همچنين تا روز فتح خرمشهر در جبهه هاي جنگ ايران و

 

عراق  مشغول فيلمبرداري وقايع جنگ بودند از سال 1983 به انگلستان مهاجرت نموده اند و اكنون مشغول ساختن فيلمهاي مستند

 

ميباشند ايشان به زبانهاي تركي فارسي فرانسه انگليسي تسلط كامل دارند

 

به همراه بهروز وثوقي در فيلم تنگسير

 

به همراه پرويز فني زاده در فيلم تنگسير

 

به همراه نورمن ويزدام هنرمند و كمدين مشهور جهان

 

به همراه پوري بنايي هنرپيشه مشهور ايران

 

بخش زيادي از عكسها و خاطرات اين فيلمبردار در صفحه فيس بوك ايشان به نام محمود اسكويي موجود ميباشد

 
الميرا داوري اسكويي

 

المیرا داوری اسکوئی

یکی از ایفاگران زبر دست و ماهر قوپوز ( آشیق سازی ) المیرا داوری اسکوئی می باشند.

 المیرا فرزند استاد داوود داوری اسکوئی در شهر فرهنگی اسکو به دنیا آمد از دوران کودکی

به همراه لالایی مادر زمزمه تار و کمانچه و قوپوز که پدرش استاد داوری می زد آشنا

گردید ،
 
که در رشد فکری و ذهنی المیرا موثر می افتد . از 14 سالگی ساز ویلون به سبک

کلاسیک را نزد استاد بهمن مه آبادی به مدت 4 سال در شهر تبریز کار می کند ،

چندین سال متوالی بصورت تکمیلی نزد استاد زاون یادگاریان تعلیم می بیند همزمان

به یادگیری ساز قوپوز نیز نزد پدرشان اقدام می نمایند ، المیرا داوری اسکوئی

سازهای ویلون قوپوز و ناغارا را با استادی ایفا می نماید. بعد از ازدواج با آقای

 مهدی حریری ( معروف به مهدی باکی ) که یکی از علاقه مندان جدی و از

 حامیان موسیقی آذربایجان می باشد با تشویق همسرشان ( مهدی باکی )

 فعالیت موسیقیایی خود را در شهر تهران ادامه داده و در اکثر جشنواره های

 فجر و کنسرتها به ایفاگری این ساز آذربایجانی می پردازد که با استقبال و

 تشویق مخاطبین قرار می گیرد .المیرا به مدت 3 سال با گروه خانم فریبا داوری

همکاری داشته که در اکثر اجراها به عنوان سولیست ایفای نقش می نمود

 همچنین از سال 1380 یکی از اعضای ثابت و فعال گروه موسیقی دان اولدوزو

 به سرپرستی اسفندیار پیفون که در شهر تهران فعالیت می نمایند هستند .

 اجراهای المیرا داوری با اشتیاق و علاقه مندی فراوان از طرف مخاطبین مورد

تشویق و تحسین می باشد.
 
معرفي ابوالفضل خاتميان (عكاس)

ابوالفضل خاتميان:


عكاس -گرافيست-ليسانس رشته گرافيك-دبير رشته هنر

 

مقامهاي به دست آمده توسط ايشان در چند مسابقه عكاسي:

 

مقام اول جشنواره بين دانشگاهي عكس عاشورا-مقام سوم عكس عاشورايي كرج-


نفر اول آرم دانشگاه كانادا-مقام دوم

 

جشنواره پوسترعاشورا-مقام سوم جشنواره بسم الله

 

تعدادي از عكسهاي ايشان كه در عاشوراي 90 در اسكو گرفته شده را به نمايش ميگزاريم:

 
خطاطی های استاد جواد شکاری
گوشه ای از آثار و خطاطی های استاد جواد شکاری اسکویی



 
اشعاری از صبا

 

اشعاری از صبا



رحیم عیانی اسکویی
متخلص به «صبا» اشعار زیبا و دلنشین زیادی دارد که نمونه هایی از آن که در مجموعه شعر «ره آورد صبا»سرودهء استاد صبا نگاشته شده رادر ذیل مینگارم:

اي عكس بمان بروزگاران    كز ما به جهان تو يادگاري

 

در صفحه اين جهان فاني   نقشي ز وجود شهرياري


بهار عمر

دریغا  ماه  رخساران     زمانی              نمی  ورزند با ما مهربانی

سیه روزم بسان زلف خود  کرد             مه سیمین تن و ابرو کمانی

فغان  از دست  آن یار  جفا کار               که هر دم کرد با من سر گرانی

به  قصد جان  من  پا  میفشارد              حریف مهوش و نا مهربانی

خوشا عشق و وصال لاله رویان             به هنگام گل و عهد  جوانی

ز یمن   باد    عطر    آمیز    اسکو           دل انگیز است اشعار عیانی

دیار عشق و ایمان است و فرهنگ           شود  آباد  و خرٌم  هر زمانی
آهوی رمیده


غیراز وفا به حیرتم  از  من   چه  دیده ای
کزپیش من چو آهوی وحشی رمیده ای

دیگر   دلم  به  وصل تو  اٍمٌیدوار   نیست               
زان لحظه ای که رشته ی  الفت بریده ای

شد بسترم به دشت جنون خاروخس ولی            
ای گل تو هم به بستر ناز آرمیده ای

گر مشتری به قیمت جان باشمت رواست             
زان رو  که در خزانهء  گیتی  فریده ای

دارم سند ز جور تو  در  روز    رستخیز                  
داغ  غمی که بر  جگر  من  کشیده ای

شد کامران ز شهد وصالش رقیب  من                   
ای دل تویی که زهر فراقش چشیده ای

هر گز مده ز دست خودای دوست رایگان              
مهر کسی که با دل و  جانش خریده ای

هر دم عیانیا  شود  از  دیده ات  برون                   
خونابه ای  که  در  دل  خود پروریده ای

قطعه شعری از استاد صبا به نام «شاهکار آفرینش »در رسای مولای متقیان علی  ابن ابی طالب که به خط زیبای استاد «جواد شکاری اسکویی »نوشته شده است



وطن

عمر اولا بیر گئده سن گوللی چیچکلی چمنه
باخاسان صحن چمنده گول آچان یاسمنه

یاز گله گوللر آچا صحن گولوستان دولوسی
اوندا نیسان یاغیشی گوللره نارین النه

اولا انساندا جوانلیق اولا بیر یاخشی زمان
گئده سن همدل اولان یارله دشت ودمنه

بیر گوزل گولشن اولار بو یاشایشلار دیاری
گر محبْت گولیله گولشن قلبون بزنه

وطنیم گولدو گولوستان بونو عالم بیلیری
حسرت اءتمزگوره هر کیمسه بهشت عدنه

وطن اوغروندا شهیدلر دی گلن خاطیرمه
هر باهار اولسا باخام لالهءخونین کفنه

سونمز آتشکده عشق دور ایران وطنیم
افتخار  ایلروخ  عالمده  بو  زیبا  وطنه

عشق و ایمان و شرف کانی دور اودلار دیاری
اولموش عالمده معیْن هامی تاریخ بیله نه

سئوگلی سئوملی دیل آذری تورکون دیلی دور
اؤز اصیل تورکی دیلین عار اولا الدن ویرنه

محفل شعر وادبده اوخودوم بو غزلی
نچه صاحب  نظر ایتدی بیله  اظهار  منه

شهر شعر اولدی صبا بو گوزل اسکو سنیلن
آفرین سن کیمی بیر شاعر شیرین سخنه



غوغای قیامت

گل اندامی اگر  باشد  کنارم
به سیر بوستان دیگر چه کارم

گواهی میدهد پروین همه شب
به حال دیده شب  زنده دارم

به غوغای قیامت  روز  محشر
بنامت سر ز خاک خود بر آرم

به گردون سر فرو نارم و لیکن
به  زیر  پای  دلبر خاکسارم

دگر من با چه امیدی در اسکو
نشینم بی تو و عمری سر آرم

شرابی خوردم از پیمانه عشق
دگر  امیْد  هشیاری  ندارم

به گیتی چون سر زلفش سیاهی
نبودی  گر  نبودی  روزگارم

چسان گرید به گلشن ابر نیسان
چنان گریم به یاد  گلعذارم

بگیرم  دامنش  آخر  عیانی
به کوی یار اگر افتد گذارم

(ره آورد صبا)

حبیب من


امشب هوای کوی تو دارم حبیب من
باز آرزوی روی   تو    دارم حبیب من

باور مکن ز هجر تو  آسوده خاطرم
صد پیک آه سوی تو دارم حبیب من

اندر میان یکدگر  آشوب  خلق  را
از چشم فتنه جوی تو دارم حبیب من

گفتی که بر سیاهی زلفم نظیر کو
روز سیه چو موی تو دارم حبیب من

محراب ابروان توام  قبله  دل است
من روی دل بسوی تو دارم حبیب من

میبینم آیتی ز تو در مسجد و کنشت
هر جا که جستجوی تو دارم حبیب من

آفاق مشکبار شد ای گل، من این گمان
از زلف مشکبوی تو دارم حبیب من

هر چه کنی دریغ مدار  از  عیانیت
کز جان رضای خوی تو دارم حبیب من

( ره آورد صبا)

 
شعری ازحسین قوامی اسکویی

 

قطعه شعری ازحسین قوامی اسکویی در مدح اسکو


«حسین قوامی اسکویی» از شعرای به نام اسکو میباشد که بیش از بیست هزار بیت

شعر در قالب غزلیات و رباعیات و مثنویات به زبانهای فارسی و ترکی سروده اندو اکثر

شعر هایش جنبه عرفانی دارد در ذیل گزیده ای از اشعار او را از کتاب «اسکو از ساحل

دریاچه ارومیه تا قلهءسهند »
تالیف محمد رضا مقیمی اسکویی می آوریم:

خوشا اسکو و آب خوش  گوارش              نگه دارد ز آفت   کردگارش

دیار دانش و علم  است و فرهنگ             ببین دانشوران بی شمارش

بیا اسکو  اگر  خواهی  سلامت               بنوش آبی ز صدها چشمه سارش

چه خوش از عهد نادر شاه افشار             حکایتها کند هر دم چنارش

بخوبی  رشک  ماه   آسمانند                  شکر لب دلبران گلعذارش

چه بود آن مه که رویش را چو دیدم            شدم دلداده بی اختیارش

کنون حال من از مرغی بپرسید                 که عشق گل ربود از دل قرارش

رفیقان  چاره ای  یارم    نیامد                   بلب جانم رسید از انتظارش

شب و روز از رقیب اندر  فغانم                   که شد پیوسته ام آزار کارش

ز جورش  روزگارم  تیره  گردید                  الهی تیره گردد روزگارش

اگر شعرم رسد در دست یاران                 نگه دارند از من یادگارش

بنای   زندگی  نا استوار است                 نکردند ایدریغا استوارش

چنین در بخشد ار طبع قوامی                شود دریای عمان شرمسارش
 نسخه مناسب برای چاپ

 
شعری ازمهدی عارفی اسکویی
قطعه شعری ازمهدی عارفی اسکویی متخلص به ایشیق


قطعه شعری به زبان ترکی در رسای شهر اسکو:

جانیم گؤزوم آنام اوسکو          منیم یوردوم یووام  اوسکو

1=منیم عشقیم اورییم سن

دونیا بویو دیله ییم سن

گولشنیمده چیچه ییم سن

آنا یوردوم گؤزل اوسکو

2=سنسیز منیم نه قیمتیم

سن سن منیم اؤز غیرتیم

افتخاریم شان شهرتیم

آنا یوردوم گؤزل اوسکو

3=اورکده وار آغیر داغین

گول چیچک دیر یاشیل باغین

گزمه لی دیر هر بیر چاغین

آنا یوردوم گؤزل اوسکو

4=سرین سولو بولاقلارین

قوزو ج‍ئیران اویلاقلارین

چوخ گزمیشم من داغلارین

آنا یوردوم گؤزل اوسکو

5=امک لرین گلمز سانا

کیم دیر سنین حقین دانا

سن سن بیزه عزیز آنا

آنا یوردوم گؤزل اوسکو

6=سن بیر گونش من بیر «ایشیق»

اودور اولدوم سنه عاشیق

بیزیم ائله سن یاراشیق

آنا یوردوم گؤزل اوسکو



شعر از مهدی عارفی اسکویی«ایشیق»  نسخه مناسب برای چاپ

 
شعری از حاجی رجایی اسکویی

 

قطعه شعری از حاجی رجایی اسکویی متخلص به «نیسگیل»


«دَ نسیز لر عم اوغلو»

قوش کی کسدی یوانی اوچمادی دَنسیز لر عمو اوغلی

سئره کی چیخمادی سئره؛او چمنسیز لر عمو اوغلی
«»«»«»

اَسکی دن یوخ سؤزوموز شانلی شرفلی ائلی دیک بیز

ظالیمه قارشی دوران سانکی آمانسیز سئلی دیک بیز

یوردو شن گوللو چیجکلی سولو چنلی بئلی دیک بیز

فتنه یول تاپسا ائله یوردو دا چنسیز لر عم اوغلو

قوش کی کسدی یوانی اوچمادی دَنسیز لر عمو اوغلی
«»«»«»

توتاق اجدادیمیزین هر تکی بابک لریمیش لر!

مین قوچاق آتلییا باش؛شانلی اتابک لریمیش لر!

آغیر ایللرده شاخان اود کیمی شیمشک لریمیش لر!

بیلمه سه ائل اَره نین قدرینی؛اَره نسیز لر عم اوغلی

قوش کی کسدی یوانی اوچمادی دَنسیز لر عمو اوغلی
«»«»«»

الینی وئر منه تکلیکده اَلین آز جا یورولسون

قویمویاق اؤلکده بو دردلی اوره کلر غمه دولسون

من دئمزدن چالیش اؤز منلییین آختار اوغور اولسون

کیم کی منلیک یئرینه من دئدی؛منسیز لر عم اوغلو

قوش کی کسدی یوانی اوچمادی دَنسیز لر عمو اوغلی
«»«»«»

حالوا-حالوادئیه نین آغزی ماحالدیر شیرین اولماز

دؤزمه سن طوفانا؛دریا اوره یین؛گؤهرین اولماز

پیشمه سن اوددا پولاد تک بونو بیل جوهرین اولماز

یانماسا کیم وطن اوغروندا وطنسیز لر عم اوغلو

قوش کی کسدی یوانی اوچمادی دَنسیز لر عمو اوغلی
«»«»«»
حاجی رجایی اسکویی«نیسگیل دن»

کریم مشروطه چی «سؤنمز»ه جواب

 نسخه مناسب برای چاپ